مصیبت اینجاست که:نه
آنقدر خنگی که نفهمی،
نه آنقدر باهوش که بفهمی؛
همیشه تو همه چی سرم بالا بوده
!!!!!مخصوصا خریت
عاشق ادماییم که
!!!یهو از ته دل میخندن
و
موقع دست دادن
!!! محکم دست میدن
!همه تون سرتونو بذارید زمین بمیرید
!اجازش از طرف - من صادره
وقتی هیچ حرفی واسه گفتن نیست
هیچی واسه از دست دادن نیست
تویی دیگه نمونده از من
این لعنتی هم بوی تعفن گرفته
چه گهی باید خورد؟
وقتی بهم میگی جون تو
نمی دونم چرا یهویی ذوق می کنم
لعنت به همه تان که وقتی میخواهمتان نیستید
«چرا هیچ خلوت عاشقانهیی خلوت نیست،
ازدحام جمعیت است در تختخوابی دو نفره؟
چرا هر کسی چند نفر است، چهرههایی تمامن گوناگون؟
چرا عاشق کسی میشویم اما با کس دیگری به بستر میرویم؟
چرا عشق جماعیست دستهجمعی که در آن هر کسی هر کسی را میگاید جز من که همیشه گاییده میشوم؟
نکند سر بر شانهی تو گذاشته بودم، مفیستو، وقتی به درد گریه میکردم؟»